يلداي قشنگتون مبارك
امشب شب قشنگيه يه شب متفاوت از بقيه شبها
امشب براي من شروع حركتيه براي بوجود اوردن يه تحول بزرگ تو زندگيم
اميدوارم تا يلداي سال بعد به همه اون چيزايي كه ميخوام برسم
آمين
جالبه امروز دو بار حافظ رو باز كردم اين شعر اومد
ما آزموده ايم درين شهر بخت خوش
بيرون كشيد بايد ازين ورطه رخت خويش
از بس كه دست ميگزم و آه ميكشم
آتش زدم چو گل بتن لخت لخت خويش
دوشم زبلبلي چه خوش آمد كه ميرود
گل گوش پهن كرده زشاخ درخت خويش
كاي دل تو شاد باش كه آن يار تند خو
بسيار تند روي نشيند زبخت خويش
خواهي كه سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر زعهد سست و سخنهاي سخت خويش
وقت است كزفراق تو وسوزاندرون
آتش درافكنم بهمه رختو پخت خويش

1 Comments:
من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
ای ز فرصت بیخبر در هرچه هستی زود باش
بیدل
Post a Comment
<< Home