Monday, July 27, 2009

( از دفعاتي که اون از من حمايت کرد )

از بچگي که با داستان ديو و پري آشنا شدم هميشه از ديوها بدم مي اومد چون اونا چيزهاي قشنگ رو مي‌دزدند و آدم کلي غصه مي خوره مگه نه ؟؟؟

قبلا يکي بود که هر وقت سروکله اش پيدا مي شد باعث مي‌شد بين من و يه آدم که اسمشو ميزارم مهربون فاصله بيوفته نه جسمي که روحي ...

واسه همين هيچ وقت از اون که اسمشو ميزارم بچه ديو خوشم نيومد چون هميشه ، آره هميشه مهربون من رو با خودش برد

اين تجربه باز هم برام تکرار شد .

هروقت سروکلهي اين آقا ديو جديده که اتفاقا بازم ازش خوشم نمياد پيدا مي‌شد اين آدم مهربون جديد از من دور مي شد ! نه جسمي که روحي

ولي دفعه آخر مهربون خيلي ناراحت و خسته بود، يه مهربون دل شکسته بود ! و من پيشش بودم چرا که فکر ميکردم بايد اونجا باشم و کمکش کنم که يهو سروکله آقا ديو پيدا شد من خواستم برم چون فکر ميکردم ديو دوباره مهربون رو ميبره ولي مهربون نرفت از من خواست که بمونم من موندم نه جسمي که روحي

بعضي از تجربه ها تکرارين يا حداقل مثل همديگن ولي زيبايي زندگي اينه که حتي تجربه هاي شبيه به هم هميشه پايان شبيه به هم نداره !


تقديم به مهربون

Friday, July 24, 2009

برخي حرفها بر سينه آدم سنگيني مي کند . برخي بر گوش ديگران
بعضي حرفها گفتن ندارد
بعضي حرفها فقط براي شکستن سکوت است و برخي براي شکستن دل
بعضي حرفها بعد از چندين قرن هنوز تاثيرگذارند و ماندگار
بعضي از حرفها حرف مي آورد
بعضي از حرفها تکراري اند اما واجب
بعضي از حرفها نفرين ميکنند و بعضي دعا ....
بعضي حرفها رج هستند و ترانه مي شوند و برخي کج هستند اما انگار باز هم ترانه مي شوند
بعضي حرفها اشک مي آورند و بعضي خنده
بعضي حرفها از دل مي آيند ولاجرم بر دل مي نشينند، برخي از بي دل برميآيند و لاجرم براعصاب ....
بعضي حرفها براي برخي دهانها گنده اند
بعضي حرفها را بايد از يک گوش شنيد و از ديگري در کرد
بعضي از حرفها براي نشنيدن است
بعضي از حرفها را نبايد شنيد بايد چشيد
بعضي حرفها دروغي زيبايند و برخي حقيقتي زشت
بعضي حرفها مصلحت آميزند و برخي فتنه انگيز
يعضي حرفها چرا تمامي ندارند ؟؟؟؟؟؟


از يک دوست